الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
120
نويد امن و امان (فارسى)
اين قاعده كه بيان شد در عالم تكوين و در عالم تشريع هر دو جارى است . در عالم تشريع ، مواردى داريم كه هنوز عقل ما به فلسفهء آن بالخصوص راه نيافته و تشريع با تكوين مطابق شده همانطور كه در عالم تكوين ، در اين موارد حق اعتراض نداشتيم ، در عالم تشريع هم حق ايراد و اعتراض نداريم . بله اگر در هريك از اين دو ناحيه ( تشريع و تكوين ) به موردى برخورديم كه عقل صحيح و برهان درست ما را به عدم مصلحت و شرّ آن راهنمائى كرد مىتوانيم ناراحت شويم ؛ ولى تا حال چنين موردى در عالم تكوين و تشريع پيدا نشده و بعد هم هرگز پيدا نخواهد شد . بعد از اين مقدمه مىگوئيم : ما در ايمان به غيبت حضرت امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - به هيچ وجه محتاج به دانستن سرّ آن نيستيم و اگر فرضا نتوانستيم به هيچيك از اسرار آن برسيم ، در ايمان به آن جازم ، و آن را بطور قطع باور داريم و اجمالا مىدانيم كه مصالح و فوايد بزرگى در اين غيبت است اما ميان دانستن و ندانستن ما ، با واقع شدن و واقع نشدن آن هيچ رابطهاى نيست چنانچه اگر ما اصل غيبت را هم نشناسيم به واقعيّت آن صدمهاى وارد نمىشود . غيبت آن حضرت امرى است واقع شده كه معتبرترين احاديث از آن خبر داده و جمع بسيارى از بزرگان در اين مدت به درك حضور مقدس آن حضرت نايل شدهاند ، پس ميان اين مطلب يعنى ندانستن سرّ غيبت و صحت امكان وقوع آن هيچ ارتباطى اصلا و قطعا وجود ندارد مىتوانيم بگوئيم ما سرّ غيبت آن حضرت را نمىدانيم و مع ذلك به غيبت آن بزرگوار ايمان داريم . مثل اينكه فايده بسيارى از چيزها را نمىدانيم ولى به وجود و هستى آنها عالم و دانائيم .